خانوم ني ني حالا ديگه ياد گرفتن برا بغل به بغل شدن دستاشونو باز كنن و خم بشن فدااااااي اون خم شدنت ماماني...ديروز كه از سر كار برگشتم خونه برا اولين بار از بغل بابايي خودشو جلو انداخت تا بياد تو بغلم نازش كردم و گفتم ماماني اجازه بده مامان لباساشو درآره دستاشو بشوره بياد ني ني رو بغل كنه طفلي قشنگ نازك دل مامان بهش بر خورد و گريه كرد... اما زود آروم شد تا ماماني بهداشتي بشه بياد تو جيگر بفشاردش. امروز هم وقتي من و باباييش از خونه بيرون زديم خاله جونش مي گفت پشت در براتون گريه كرده. دخترم داره بزرگ مي شه و همه چي حاليشه ديگه. الان سر كارم و دلم برات يه ذرررررررره شده بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس خدايا شكرت...

آوا 7 ماه

ني ني و بابا